محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

365

خلد برين ( فارسى )

از روزگار ايشان برمىآوردند تا كار به جائى رسيد كه دباج پليد با تمامى گيلانيان خود را به معركهء ميدان رسانيده به قصد غازيان ، گرم جولان گرديد . و چون وكيل كارخانهء خدا ، شهسوار معركهء لافتى است غازيان ، آن حضرت را به مدد خوانده به يك بار بر گيلكان تاختند و از خون آن طايفهء دون ، جويها همچشم جيحون در معركهء ميدان روان ساختند . در اثناى گرمى هنگامهء قتال و جدال از شست دست ولايت ، تيرى گشاد يافته بر سينهء پر كينهء دباج پليد رسيد و كشتى جرأت و جلادت آن گروه كم فرصت به يك تير ، درياى موج تشوير گرديد و به قتل آن مردود ، دود از خرمن جمعيت گيلكان برخاسته هر يك از ايشان به طرفى گريزان شدند و قورچيان شيرشكار ، به نيروى بازوى شاه دلدل سوار و زور سرپنجهء دولت شهريار كامكار در معركهء كارزار قرب سه هزار كس را از گيلكان ديوسار به ضرب تيغ آبدار به دار البوار فرستادند و لشكرى كه شمار آن زياده بر بيست هزار بود از پيش اندك نفرى از غازيان شير شكار روى به وادى فرار نهادند و غازيان ، مظفر و منصور با غنايم نامحصور رخت اقامت به لاهيجان كشيده سرهاى كشتگان را به درگاه فلك پيشگاه روان گردانيدند . و چون مژدهء اين فتح و ظفر به شهريار دادگستر رسيد به جايزهء آن دستبرد نمايان ، هر يك از قورچيان را منظور نظر تربيت و احسان و مشمول عواطف بىكران گردانيد . گفتار در ذكر وقايع و سوانح هر ديار كه خبر وقوع آن به درگاه جهان‌پناه رسيد از جملهء وقايع كه در سال نهصد و هشتاد هجرى در ديار روم روى نمود آن بود كه سلطان سليم پادشاه آن مرز و بوم پرتوپاشا و على پاشا را كه در سال گذشته به تسخير جزيرهء كرفوس فرستاده بود